روزی سینه جلو می دادیم و می گفتیم بعد از خرمشهر نوبت قدس است تا سوریه هم رفتیم حاج احمد متوسلیان با بچه هایش چیزی نمانده بود که به دل تانکهای اسراییلی بزنند که سوری ها .... بگذریم اما حالا هر سال کارمان در خیابانهای شهر خودمان شعار دادن شده ... باید دید همین را هم می توانیم حفظ کنیم یا فردایی خواهد آمد که فقط در ذهنمان و با حرکت ابرویمان از کشتار اسراییل تبری می جوییم!!!
| 10:11 - پنجشنبه سوم شهریور 1390
امّا بَعد فَحَیّ هَلا٬ فَاِنَّ النّاس یَنتَظِرونَکَ لا رایَ لَهُم فی غَیرکَ فَالعَجَلَ ثُّم العَجَلَ العَجَلَ...
بیا که مردم چشم به راه تواند و به غیر تو نظری ندارند...بشتاب...بشتاب...بشتاب...
بخشی از نامه کوفیان به امام حسین (ع) که مقارن همین روزهای ما نوشتند و آمدنش را آرزو کردند. نفس المهموم.ص.۴۲
برگرفته از حسینیه دلma-2.blogfa.com
| 9:45 - پنجشنبه سوم شهریور 1390
ما فهمیدیم نام این شهید بزرگوار، شهید «مانوکیان» است، به اندازة شهیدان «بابایی»، «اردستانی» و «دوران» پرواز عملیاتی جنگی داشته است. هواپیمایش F14، بمبافکن رهگیر بوده و بالاي صد سُرتی پرواز موفق در بغداد داشته. هواپیمایش را توی دژ آهنی بغداد میزنند. شهید، هواپیما را تا آنجا که ممکن است، اوج میدهد. هواپیما در اوج تا نقطة صفر خودش، که اتمسفر است بالا میآید و بقیهاش را بهسمت ایران سرازیر میشود. چهار تا موتور هواپیما منهدم میشود. هواپیما لاشهاش توی خاک ایران ميافتد، ولی چون دیگر سیستم برقی هواپیما کار نمیکرده، نتوانسته ایجکت کند و نشد كه چتر برای شهید کار کند. هواپیما به زمین خورد و ایشان به شهادت رسید.ارمنیای بود که حتی حاضر نشد، لاشة هواپیمای جمهوری اسلامی بهدست عراقیها بیافتد.... توی خانة مسلمانها چهار تا عکس بزرگ شهید وجود دارد که توی هر اتاقی یکی هست. میپریم و میآوریم. اینها رفتند آلبوم عکسشان را آوردند. آلبوم عکس هم متأسفانه برای شب عروسی شهید بود.
| 10:0 - سه شنبه چهاردهم تیر 1390
هم ردپای دوستان رفته ام را
هم اشکهای مادرم را می فروشم
بر شانه ام سنگین تر از تقدیر باری است
گر می خرید از من سرم را می فروشم
روزی عقابی... امشب اما خاکبازم
ای آسمانی ها پرم را می فروشم
عمری در آتش زندگی کردیم و... رفتند
من مانده ام خاکسترم را می فروشم
دیگر نخواهم دید مردی یا نبردی
حتی غلاف خنجرم را می فروشم
...
اینها نیاز رزق امشب بود، فردا
ناگفته های دیگرم را می فروشم
| 9:37 - چهارشنبه هجدهم خرداد 1390
من به چشم مىبینم و میتوانم گواهى بدهم که جوانان انقلابى امروز ما، از جوانان انقلابى آغاز انقلاب، اگر از لحاظ ایمان و تقوا و استحکام عقیده بهتر نباشند، عقبتر نیستند. من از صمیم قلب و از بن دندان گواهى میدهم و اعتقاد دارم که بهترین نقش را مردم ایفاء کردهاند؛ ارزشها را نگه داشتهاند، حفظ کردهاند و پاى آن ایستادهاند؛ مردم بودند که نقشههاى دشمنان ما را خنثى کردند.
ودر اینجا همه با هم در جواب ایشان و به نماندگی از شما در حالیکه از شعف و شادی در پوست خود نمی گنجیدیم فریاد زدیم" ما همه سرباز تو ایم خامنه ای - گوش به فرمان تو ایم خامنه ای"
| 12:44 - سه شنبه هفدهم خرداد 1390
ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم
ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم
امروز اگر به سینه و زنجیر میزنیم
فردا به عشق فاطمه شمشیر میزنیم
ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد
روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد
از ما بترس طایفه ای پر اراده ایم
ما مثل کوه پشت خامنه ای ایستاده ایم
| 12:55 - چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390
گیرم که بر اساس توهم هایتان، فیفا تیم تان را شش سال از حضور در بازیهای بین المللی محروم می کرد، که نمی کرد، باشگاه پرسپولیس که هیچ، تیم ملی هم فدای فقط یکی از حسینیه هایی که در بحرین با خاک یکسان شدند. پس از هیئت رفتنها و زنجیر زدنهمایمان برای امام حسین، چه درسی گرفته ایم که حاضر نیستیم حتی از تیم محبوبمان، ذره ای برای عزت اسلام و شیعه، مایه بگذاریم؟
برگرفته از وبلاگستان آرمانشهر
| 12:48 - چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390
نیرو انتظامی دور تا دور دانشجویان مذهبی را محاصره می کنند نیروهای ضد شورش را هم با تجهیزات کامل می آورند، همان هایی را که در مقابل اغتشاش گران روز عاشورا خلع سلاح شدند!! حالا دیگر تمام استادیوم ضلع جنوبی را نگاه م یکنند، صحنه جالبی است، نیرو انتظامی شجاعانه به بچه ها حمله می کند با باتوم و شوکر، بچه ها فقط یا زهرا می گویند و دست روی سرشان گذاشته اند. پاسبانها به کسی رحم نمی کنند با تمام قدرت می زنند. فرماندهانشان هم بعضی از بچه ها را گلچین می کنند و بیرون می کشندبه قصد کشت می زنند. لیدرها مردم را تشویق به گفتن نیروی انتظامی تشکر تشکر می کنند.
برای بیرون کردن دانشجویان حمله می کنند، با باتوم و اسپری اشک آور تعداد زیادی از جوانان نحیف با لباس مشکی غرق خون می شوند. پاسبانها در حالی که زخمی ها را دست هایشان را از پشت گرفته اند را با خود می برند و آنها را از جلوی
|
نیرو انتظامی دور تا دور دانشجویان مذهبی را محاصره می کنند نیروهای ضد شورش را هم با تجهیزات کامل می آورند، همان هایی را که در مقابل اغتشاش گران روز عاشورا خلع سلاح شدند!!نیرو انتظامی شجاعانه به بچه ها حمله می کند |
جمعیت تشویق کننده شان رد می کنند. دستگیر شدگان که به صف پاسبانها می رسند به هر نفرشان چند با توم به پشتشان می زنند.همه را از استادیوم بیرون می کنند. حالا لیدرها و ارذل و اوباش خیالشان از صلوات فرستادن و یا زهرای داشجویان راحت شده است
داور خارجی یک خطای بازیکن الاتحاد را نمی گیرد، لیدرها فریاد می زنند شیر سماور ... داور و تماشاچیان هم تکرار می کنند. لیدرها علیه استقلالی ها شعار می دهند و جمعیت تکرار می کند.....
| 10:28 - دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390
مختار!
راهي نمانده است
همين امشب
از سريال بيرون بزن
پيش از آن كه شمر و سنان كاري كنند
با كمك سازمان ملل
بيرون بزن
با همين كيان ايراني و همين ايرانيان
كه نشسته اند پاي گيرنده هايشان
و با همين شمشيرها
كه در دست فرزندان مالك است
به جنگ شمر برويم
| 12:4 - چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390

